تبلیغات
مطلب + عکس

مطلب + عکس
 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
نظرشما درباره مطالب این وبلاگ چیست؟





زمان کودکی ما، افراد و خانواده ها با تبادل نامه و کارت های تبریک کاغذی، حلول سال نو را به یکدیگر تبریک می گفتند. حتی کارت هایی به چاپخانه ها، سفارش داده می شد با تصاویر انتخابی از گل یا طبیعت و مناظر زیبا که اسم فرستنده روی آن چاپ شده بود، و فقط نیاز به نگارش اسم و آدرس گیرنده همراه با پیام خاص کوتاهی به صورت شخصی بود که با دستخط به متن چاپی اضافه می شد. امروز همانطور که نامه های پستی کاغذی کمتر رد و بدل می شود ارسال کارت تبریک مقوایی نیز به تدریج از صحنه زندگی اجتماعی حذف می شود. من هم مدتی است که به تبادل تبریک از طریق ایمیل یا در قالب کامنت ها یا پست های وبلاگ عادت کرده ام. امیدوارم تبریک اینترنتی من را پذیرا باشید: در سال نو سلامت، موفقیت و شادکامی برای تان آرزو دارم! سال نو -1391- و نوروز بر شما مبارک باشد!


[ سه شنبه 1 فروردین 1391 ] [ 09:51 ق.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]

عکس هایی از محصول جدید ایران خودرو

عکس هایی از محصول جدید ایران خودرو

مدیر عامل گروه صنعتی ایران خودرو از تولید انبوه و عرضه خودرو ایرانی رانا در سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی خبر داد.

  جواد نجم الدین اظهار كرد: گروه صنعتی ایران خودرو این افتخار را دارد که در سه ماهه اول این سال (1391)، دومین خودرو با نشان ایرانی را دراختیار مشتریان قرار دهد.

وی قیمت خودرو رانا را کمتر از 15 میلیون تومان عنوان و خاطر نشان كرد: این خودرو از امکانات رفاهی و ایمنی بالایی برخوردار است.

مدیر عامل ایران خودرو از دیگر مزایای خودرو رانا را توسعه یک پلتفرم جدید برای ایران خودرو درتوسعه صادرات، دستیابی به استاندارد ایمنی سه ستاره و استاندارد آلایندگی یورو 4 و 5 و مجهز به کیسه هوا سرنشین و راننده و ترمز ضد قفل عنوان و اظهار كرد: این خودرو در جهت عرضه در بازارهای داخلی و بین المللی درکلاس ابعادی C وبه صورت چهار در سدان صندوقدار تولید می شود.

وی تاکید کرد: این خودرو با دو نوع موتور کم مصرف TU5 و EF7 به بازار عرضه می شود و موتور دیزل ملی درسال 1392 روی رانا نصب خواهد شد.

او خاطر نشان كرد: برنامه تولید رانا در سال جاری 50 هزار دستگاه است که این میزان تا سقف 200 هزار دستگاه درسال قابل افزایش است.

نجم الدین، مهمترین بارار صادراتی رانا را بازار های هدف منطقه خاورمیانه، روسیه، ترکیه، آفریقا و آمریکای جنوبی عنوان کرد و گفت: درسال گذشته 52 دستگاه رانا به صورت آزمابشی تولید شده است.

 

عکس هایی از محصول جدید ایران خودرو www.taknaz.ir

عکس هایی از محصول جدید ایران خودرو www.taknaz.ir

عکس هایی از محصول جدید ایران خودرو www.taknaz.ir

عکس هایی از محصول جدید ایران خودرو www.taknaz.ir

عکس هایی از محصول جدید ایران خودرو www.taknaz.ir


عکس هایی از محصول جدید ایران خودرو www.taknaz.ir



[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]

اتومبیل جنسیس کوپه ۲۰۱۳با ظاهری کاملا متفاوت + عکس

از نظر کارایی این خودرو جدید و ارتقاء یافته به موتور ۳.۸ لیتری V۶ مجهز شده است که ۳۵۰ اسب بخار قدرت دارد. 


اتومبیل جنسیس کوپه ۲۰۱۳با ظاهری  کاملا متفاوت + عکس www.taknaz.ir

میزان قدرت این خودرو جدید ممکن است برای طرفداران هیوندایی در مقایسه با جنسیس سدان تعجب آور باشد. 


اتومبیل جنسیس کوپه ۲۰۱۳با ظاهری  کاملا متفاوت + عکس www.taknaz.ir

از نظر ظاهری نیز این خودرو شباهت های زیادی به هیوندایی ولستر پیدا کرده است.
چراغ های LED ، جلوپنجره بزرگ و امکانات داخلی به روز شده از ویژگی های این خودرو تازه است.


اتومبیل جنسیس کوپه ۲۰۱۳با ظاهری  کاملا متفاوت + عکس www.taknaz.ir



[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 08:11 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]

بزرگ ترین پل معلق جهان در چین + تصاویر

بزرگ ترین پل معلق جهان در چین + تصاویر

تک ناز : بلندترین و طولانی ترین دره جهان در استان هونان چین جنوبی، به وسیله بزرگ ترین پل معلق ساخته دست بشر مهار شد. این پل که در ۳۱ مارس ۲۰۱۲ افتتاح شد «آیژایی» نام دارد و ابعاد دهانه آن به بیش از یک مایل می رسد.

بزرگ ترین پل معلق جهان در چین + تصاویر  www.taknaz.ir

بزرگ ترین پل معلق جهان در چین + تصاویر  www.taknaz.ir

بزرگ ترین پل معلق جهان در چین + تصاویر  www.taknaz.ir

بزرگ ترین پل معلق جهان در چین + تصاویر  www.taknaz.ir

بزرگ ترین پل معلق جهان در چین + تصاویر  www.taknaz.ir




[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 08:08 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]
ا 

این آقا 14 سال خدمت سربازی رفته !! + عکس

والدین گرامی نگران فراری شدن بچه هاشون از سربازی نباشن ... ا !!

البته بهتره مثل یک پسر خوب برید سربازی و فکر فرار به سرتون نخوره وگر نه 14 سالی را باید برای این کارت منتظر باشید.
 
این آقا 14 سال خدمت سربازی رفته !! + عکس www.taknaz.ir
 


[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 08:05 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]

عکسهایی از اتومبیل های بازیکنان تیم پرسپولیس


در روزهای نوروز 1391 و تعطیلی تمرینات پرسپولیس ما هم کمی از فضای جدی رسانه ای فاصله گرفته و اندکی وارد حواشی زندگی ستاره های سرخپوش شدیم. شما را به خواندن این مطلب دعوت می کنیم:

به گزارش تک ناز به نقل از پرسپولیس ، البته در این گزارش به خودرو برخی پیشکسوتان مطرح پرسپولیس هم اشاره شده است.

علی کریمی: عاشق BMW

علی کریمی به همراه مهدی مهدوی کیا دو کاپیتان فعلی سرخپوشان هستند که اگر سری به تمرینات این تیم بزنید گران ترین خودروها را در بین پرسپولیسی ها سوار می شوند. علی کریمی همیشه شیفته BMW بوده و هرجا که رفته از این اصل در زندگی اش تخطی نکرده! جادوگر که در امارات، قطر و آلمان هم بی ام دبلیو سوار بود، با بازگشت دوباره اش به ایران با آن BMW سری 6 معروف چشم ها را خیره می کند. او البته یک سری 3 قرمز رنگ هم دارد که معمولا برای حضور در تمرینات پرسپولیس از آن استفاده می کند.


مهدی مهدوی کیا و پورشه کاین زیبایش

در نخستین روزهای بازگشت از آلمان او را با یک پژو 206 سفید رنگ در خیابان فرشته ملاقات می کردیم اما محبوب ترین بازیکن خارجی تاریخ هامبورگ خیلی زود حال و هوای روزهای حضورش در آلمان را کرد و به سراغ پورشه رفت. او حالا با یک دستگاه پورشه کاین زیبا که حدود 250 میلیون تومان قیمت دارد در خیابان های تهران رانندگی می کند.


مازیار زارع و باقی پژو 206 سوارها

خوش می گوید 206 را دوست دارد چون شیک و جمع جور است. البته او تنها بازیکن پرسپولیس نیست که 206 سوار می شود. ابراهیم شکوری، مهرداد اولادی، مجتبی شیری، سامان آقازمانی و حمیدرضا علی عسگری هم دیگر سرخپوشانی هستند که با پژو 206 در تمرینات این تیم حاضر می شوند.

محمد نصرتی و همان ماکسیمای معروف!

عکسهایی از اتومبیل های بازیکنان تیم پرسپولیس www.taknaz.ir


8 سال است که به خودرو ماکسیما وفادار است. شاید به همین دلیل هم تیمی هایش او را خسیس ترین بازیکن پرسپولیس می دانند! البته نصرتی می گوید اگر سایر بازیکنان پرسپولیس از پس هزینه بنزین ماکسیمای او برآمدند می توانند او را خسیس خطاب کنند!

احمدرضا عابدزاده و لندکروزر مشکلی رنگش

خیلی ها معتقدند که احمدرضا عابدزاده محبوب ترین فوتبالیست تاریخ کشورمان است؛ ادعایی که در نظرسنجی برنامه 90 با شرکت خیره کننده طرفداران این بازیکن به خوبی اثبات شد. بهتر است بدانید که دروازه بان افسانه ای فوتبال ایران برخلاف دیگر دوسانش خیلی اهل ماشین بازی نیست. او سال های زیادی با بلیزر غول پیکرش در خیابان های تهران دیده می شد. در این مدت خیلی ها می خواستند کاری کنند تا او اتومبیل بهتری بخرد اما عابدزاده به اتومبیلش وفادار بود؛ تا اینکه از دو سال پیش ناگهان تصمیم گرفت بلیزر معروفش را بفروشد. عابدزاده بعد از بلیزر سراغ آخرین مدل تویوتا لندکرویزر رفت تا نشان بدهد در انتخاب اتومبیل هم سلیقه اش با بقیه فوتبالیست ها فرق می کند. عابدزاده و اتومبیل مشکی 150 میلیون تومانی اش را می توانید هر روز در خیابان شریعتی تهران ببینید؛ جایی که او فست فود 22 را راه اندازی کرده و هر روز از مشتری های زیادی پذیرایی می کند.

علی دایی؛ پورشه پانامرا، بی ام دبلیو X3 و پرادویی که واژگون شد!

عکسهایی از اتومبیل های بازیکنان تیم پرسپولیس www.taknaz.ir


همان طور که خیلی از شماها حدس می زنید علی دایی گران ترین اتومبیل را در بین اهالی فوتبال و حتی ورزشکاران بقیه رشته ها در اختیار دارد. مربی فعلی راه آهن و مربی سابق پرسپولیس که به عنوان اولین لژیونر ایران پا به فوتبال اروپا گذاشت، این روزها با دو اتومبیل گران قیمت خیابان های تهران را طی می کند. او یک پورشه پانامرای بادمجانی دارد که گفته می شود مبلغ آن حدود 440 میلیون تومان است. البته دایی یک بی ام دبلیو X3 هم دارد که قیمت آن حدود 80 میلیون تومان است. دایی یک پرادوی سفید رنگ دودر هم دارد که در آخرین روزهای سال 90 دچار حادثه و واژگونی شد تا کاپیتان سابق پرسپولیس سال تحویل را در بیمارستان سپری کند. این فوتبالیست باسابقه که در سال های اول شروع فوتبالش یک رنوی بژ داشت با سختی هایی که در فوتبال کشیده بالاخره به جایی رسید که توانست گران ترین اتومبیل را در بین جماعت ورزشکار سوار شود.

میثاق معمارزاده و لندکروز مشکلی رنگ

عکسهایی از اتومبیل های بازیکنان تیم پرسپولیس www.taknaz.ir


میثاق معمارزاده هم با تویوتا مشکلی رنگش در تمرین پرسپولیس حاضر می شود. معمارزاده با قد بلندی که دارد ظاهرا با این پرادو مشکی رنگ احساس راحتی می کند.

محسن خلیلی؛ بی ام دبلیو سری 3

محسن خلیلی مهاجمی است که از بازی در پرسپولیس به شهرت زیادی رسید؛ البته روزگاری که او در پرسپولیس بازی می کرد با تومبیل آزرای مشکی رنگش در سطح شهر دیده می شد اما بعد از جدایی از این تیم و پیوستن به استیل آذین، با پول خوبی که از این باشگاه به دست آورد یک بی ام دبلیو مشکی رنگ سری 3 از نوع کروم خریداری کرد که گفته می شود قیمت آن حدود 105 میلیون تومان است.

علیرضا حقیقی هم BMW سوار است

عکسهایی از اتومبیل های بازیکنان تیم پرسپولیس www.taknaz.ir


علیرضا حقیقی که در سال 90 نخستین دروازه بان لژیونر تاریخ فوتبال ایران (بعد از نیما نکسیا) لقب گرفت در روزهای حضورش در ایران با آن BMW سری 3 سفیدرنگش کاملا برای هواداران پرسپولیس قابل شناسایی بود!


جواد کاظمیان

عکسهایی از اتومبیل های بازیکنان تیم پرسپولیس www.taknaz.ir


جواد کاظمیان هم یک هیوندا آزرا مشکی رنگ دارند. ستاره 30 ساله پرسپولیس فقط یکی از ستاره های فوتبال است که با آزرا در خیایان ها دیده می شود و ظاهرا این خودرو از محبوبیت زیادی بین فوتبالیست های ایرانی برخوردار است.

حسین هوشیار و مزدا 3 جدید

عکسهایی از اتومبیل های بازیکنان تیم پرسپولیس www.taknaz.ir


دروازه بان جدید پرسپولیس که در سال 90 ناگهان از شهرداری یاسوج به چهارچوب دروازه پرسپولیس رسید هم یک دستگاه مزدا 3 جدید سفید رنگ دارد و با آن در درفشی فر حاضر می شود.


کریم باقری؛ نمایشگاه سیار!

عکسهایی از اتومبیل های بازیکنان تیم پرسپولیس www.taknaz.ir


ماشین باز ترین پرسپولیسی حاضر! او را با پژو 504 قدیمی اش هم می توانید در خیابان پیدا کنیم اما کاپیتان سابق سرخپوشان عموما پشت فرمان خودروهای گذر موقت مدل بالا دیده می شود اما در حال حاضر BMW سری 7 و لندکروزر جزو اتومبیل های کریم باقری در پارکینگ منزلش هستند!

مصطفی دنیزلی عاشق SUV

عکسهایی از اتومبیل های بازیکنان تیم پرسپولیس www.taknaz.ir


افندی همیشه ماشین های شاسی بلند را انتخاب می کند. با بازگشت دوباره اش به پرسپولیس یک دستگاه کیا سورنتوی مشکی رنگ از سوی باشگاه پرسپولیس در اختیار او قرار گرفت. هر چند در روزهای اول راننده شخصی داشت اما سرمربی محبوب سرخ ها عاشق رانندگی در خیابان های تهران است. هر وقت در خیابان ولی عصر از پارک وی تا تجریش مشغول رانندگی بودید و یک سورنتوی مشکی رنگ در کنارتان دیدید، خوب داخل آن را نگاه کنید، شاید افندی محبوب سرخ ها راننده آن باشد!

 


[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 07:57 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]


این خانم 80 ساله شجاع بدون هیچ تجربه قبلی در زمینه پرواز  به طور معجزه آسایی هواپیمایی که شوهرش خلبان آن بود به زمین نشاند. این هواپیما یک هواپیمای دو موتوره بود که این زن و شوهر در حال پرواز با آن بودند. همسر این خانم یک خلبان است. آنها هنگام پرواز 1 ساعته شان با کمبود سوخت و از کار افتادن یکی از موتور های هواپیما مواجه شدند.
 
هواپیمایی که توسط زنی 80 ساله به زمین نشست !+ عکس  www.taknaz.ir

 
همسر این خانم در حین پرواز دچار مشکل شده و بیهوش شد و او مجبور شد با کمک یک تیم هوایی و یک خلبان از طریق بی سیم هواپیما را خودش کنترل کند. آنها نهایتا فرود آمدند. اما همسر وی به دلیل سکته قلبی  درگذشت و خودش به خاطر جراحات سطحی به بیمارستان منتقل شد.
 
هواپیمایی که توسط زنی 80 ساله به زمین نشست !+ عکس  www.taknaz.ir

پسر خانم کالینز می گوید: خوشحالم یکی از والدینم نجات پیدا کرده اند . این یک معجزه است چون مادر من قادر به روشن کردن یک کامپیوتر نبود و حالا یک هواپیمای دو موتوره را فرود آورده است.
 
 


[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]
آن شب که از سفر بر می گشتم به راننده ی آژانس فرودگاه گفتم چه عجب. تاکسی فرودگاه سریع وبدون انتظار گیرم آمد. گفت اینروزها خلوت است نسبتاً اما باید چهارشنبه سوری بیایی و ببینی چه خبر می شود. گفتم چطور مگه؟ گفت به دلیل خطراتی که شلوغی ها و عملیات چهارشنبه سوری دارد اکثر راننده های آژانس ترجیح می دهند در خانه بمانند و کار نکنند. خلاصه مردم بسیاری بدون وسیله خواهند بود در چنین شب هایی! گفت من خودم حاضر نیستم حتی اگر از این کارم بیرونم کنند آن شب سرکار بروم. می گفت غیر از این که بچه ها آتش های عجیب و غریب راه می اندازند و راهها و چهارراه ها را می بندند و ترافیک ناجوری به وجود می آورند، خطر آتش سوزی اتومبیل ها و انواع سوانح و .. هم وجود دارد.
[ سه شنبه 1 فروردین 1391 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]

در تاکسی نشسته بودم. به مقصد که نزدیک شدم کیف پولم را در دست گرفتم. به محض این که آن را گشودم سنگینی نگاه سرنشینان ردیف پشتی و برق نگاه راننده را بر آنچه در دست داشتم حس کردم. غرور و بی نیازی سراسر وجودم را فراگرفته بود، با خونسردی به کارم ادامه دادم. می دانستم منظری که پیش چشمان شان گشودم آتش حسد و حسرت ایشان را بر می افروزد و نگاه نیازمندشان با افسوس و آه، به دستهای من خیره می ماند، اما چه می توانستم بکنم. به هر حال آزمندی ایشان به آنچه من داشتم اجتناب ناپذیر بود... چیزی که اینروزها همه به دنبال آن هستند.

بله. من کیفی مملو از "اسکناس های صد و دویست تومانی" در دست داشتم و آنها همچنان در حسرت "پول خرد" می سوختند ...


[ سه شنبه 1 فروردین 1391 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]
 

     

ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در، پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز ،
عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.
با عشق، خدا»


امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: « من، که چیزی برای پذیرایی ندارم! » پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت: « خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟ »

امیلی جواب داد:« متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام. 

مرد گفت:« بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: « آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید. » وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.

مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد :

« امیلی عزیز،

از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم،

با عشق، خدا »

[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]
 

                    
روزی حضرت موسی (ع) رو به درگاه خداوند درخواست نمود :
« بارالها ! می خواهم بدترین بنده ات را ببینم . »
ندا آمد :
« صبح زود به درب ورودی شهر برو . اولین كسی كه از شهر خارج شد او بدترین بنده من است .
حضرت موسی (ع) اول صبح روز بعد به درب ورودی شهر رفت .
پدری با فرزندش اولین نفری بود كه از درب شهر خارج شد .
حضرت موسی (ع) پیش خود گفت :
« بدبخت خبر ندارد كه بدترین خلق خداست ! »
 
حضرت موسی (ع) پس از بازگشت رو به درگاه خداوند نمود و ضمن تقدیم  سپاس  از  اجابت  خواسته اش ، عرضه داشت كه :
« بارالها ! حال می خواهم بهترین بنده ات را ببینم . »
ندا آمد :
« آخر شب به درب ورودی شهر برو . آخرین نفری كه وارد شهر شود او بهترین بنده من است . »
 
هنگامی كه شب شد حضرت موسی (ع) به درب ورودی شهر رفت .
با تعجب دید كه آخرین نفری كه از درب وارد شهر گردید همان پدر با فرزندش می باشد .
حضرت موسی (ع) رو به درگاه خداوند با تعجب و درماندگی عرضه داشت :
« بارالها ! چگونه ممكن است كه بدترین و بهترین بنده ات یك نفر باشد ؟ »
ندا آمد :
« یا موسی ! این بنده صبح كه می خواست با فرزندش از درب ورودی شهر خارج شود بدترین بنده من بود . اما ... »
 
اما هنگامی كه فرزندش نگاهش به كوههای عظیم افتاد از پدرش پرسید :
« بابا ! بزرگتر از این كوهها چیست ؟ »
پدر گفت :
« زمین »
فرزند پرسید :
« بابا ! بزرگتر از زمین چیست ؟ »
پدر جواب داد :
« آسمانها »
 فرزند پرسید :
« بابا ! بزرگتر از آسمانها چیست ؟ »
پدر در حالی به فرزند نگاه می كرد ، اشك از دیدگانش جاری شد و گفت :
« فرزندم ! گناهان پدرت است كه از آسمانها نیز بزرگتر است ... »
فرزند پرسید :
« بابا ! بزرگتر از گناهان تو چیست ؟ »
پدر كه دیگر طاقتش تمام شده بود نتوانست دیدگان ابر آلود خویش را كنترل نماید . به ناگاه بغضش تركید و گفت :
« دلبندم ! بخشندگی خدای بزرگ از تمام اینها و تمام هر چه هست بزرگتر و عظیمتر است ... ! »


[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]
 
                           
شخصی را به جهنم می بردند، در راه جهنم صورتش را برمیگرداند و به عقب خیره می شد...
ناگهان! خداوند فرمود: صبر کنید، او را به بهشت ببرید...!
فرشتگان با تعجب دلیل این کار را پرسیدند؟!
خداوند به آنها فرمود: او در راه رفتن چند بار به عقب نگاه کرد و در دلش امید به بخشش من داشت و من نیز او را بخشیدم...

و این است عظمت پروردگار عالمیان




[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 09:58 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]
 
     
روزی پسر کوچولویی می خواست یک سنگ بزرگ را جابه جا کند; اما هرچه می کوشید حتی نمی توانست کوچک ترین حرکتی هم به آن بدهد.
پدرش که از کنارش می گذشت، لحظه ای به تماشای تقلای بی حاصل او ایستاد. سپس رو به او کرد و گفت: « ببین پسرم، از همه توان خود استفاده می کنی یا نه؟»
پسرک با اوقات تلخی گفت:« آره پدر، استفاده می کنم.»
پدر آرام و خونسرد گفت:« نه، استفاده نمی کنی. تو هنوز از من نخواسته ای که کمکت کنم.»

.........................

پدر جزئی از وجود ما انسان هاست و تجلی دهنده قدرت و عظمت خداوند مهربان در زمین است.
پدر مخلوقیست که هر  جا تو را در حال زمین خوردن ببیند، حاضر است از خود بگذرد، تا تو در مقابلش همیشه سربلند باشی.

[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]
 

    

یادم می آید وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم، جلوی ما، یک خانواده ی پر جمعیت ایستاده بودند و به نظر می رسید پول چندانی نداشتند. شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی در عین حال تمیزی پوشیده بودند.

بچه ها همگی با ادب بودند. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان درباره برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر بازوی شوهر را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد. وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: «چند عدد بلیط می خواهید؟»

پدر جواب داد: «خواهشا شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان». متصدی باجه قیمت بلیط را گفت پدر به باجه نزدیک شد و به آرامی پرسید: «ببخشید، گفتید چه قدر؟»متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. پدر و مادر بچه ها با ناراحتی زمزمه کردند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت و حالا فکر می کرد به بچه های کوچکش چه جوابی بدهد؟

ناگهان پدرم دست در جیبش کرد و یک اسکناس 20 دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. بعد خم شد، پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: «ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد!» مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت: «متشکرم ،متشکرم آقا.»

پدر خانواده مرد شریفی بود ولی در آن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد.

بعد از اینکه بچه ها داخل سیرک شدند، من و پدرم از صف خارج شدیم و به طرف خانه حرکت کردیم. ما آن شب به سیرک نرفتیم.


[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 09:51 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]
 
           

بیادتان مى آورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمى، محبت اوست پس؛ محبت کنید چه به دوست، چه به دشمن! که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست.




[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 09:43 ب.ظ ] [ محمد رضا قاسملو ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب